کریم هم رفت ...   

 

 

شادروان کریم نادعلیان

 

 

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

خبر کوتاه بود ...

کریم هم رفت ....

در بام کشور چشمهایش را برای همیشه بست و دوستانش را در غم و اندوه فرو برد ...

سخته چطور میشه باور کرد نبودنت رو ....

غم از دست دادنت رو ....

هنوز در بهت و  ناباوری به سر می بریم و .....

روحت شاد و یادت گرامی

مارال

   خدایا ...   

خدایا هر جا که میروم و ظلمی می بینم همه می گویند نگران نباش خدا جای حق نشسته .

خدایا ... میشود از جای حق بر خیزی .. تا حق جای خود بنشیند !!!

دلم برات تنگ شده . امروز باز هم پستچی پیر محله مان نیامد یا باید خانه ام را عوض کنم یا پستچی را ...

تو که هر روز برایم نامه می نویسی مگه نه ؟؟؟

مارال

   بچه که بودیم ...   

کاش دل هامون به بزرگی بچگی بود .

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند .

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود .

کاش قلبها در چهره بود .

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم .

سکوت پر، بهتر از فریاد تو خالیست

سکوتی را که یک نفر بفهمد

بهتر از هزار فریادی است که هیچکس نفهمد

سکوتی که سرشار از ناگفته هاست

ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد .

دنیا را ببین ...

بچه که بودیم از آسمان باران می آمد

بزرگ شده ایم ، از چشمهایمان می آید !!

بجه بودیم همه چشمهای خیسمون رو میدیدن

بزرگ شدیم ، هیچکی نمی بینه

بچه بودیم توی جمع گریه میکردیم

بزرگ شدیم توی خلوت

بعضی ها رو کو و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم

بچه که بودیم قضاوت نمیکردیم و همه یکسان بودن

بچه که بودیم همه را 10 تا دوست داشتیم

بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کند

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم یک ساعت بعد از یادمون میرفت

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم .

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم

بزرگ که شدیم حتی 100 کلاف نخم سرگرممون نمیکنه

بچه که بودیم ، بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود

بزرگ که شدیم ، کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود

بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

بچه که بودیم توی بازیهامون همش ادای بزرگتر ها رو در می آوردیم

بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمیگردیم به بچگی

بچه که بودیم درددلها را به هزار ناله میگفتیم ، همه می فهمیدند

بزرگ شده ایم ، درددل را به صد زبان به کسی بگوییم ، نمی فهمد

بچه که بودیم دوستی هامون تا تداشت

بزرگ که شدیم ، همه ی دوستیهامون تا داره

بچه که بودیم ، بچه بودیم

بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ ، دیگه همون بچه هم نیستیم

ایکاش هیچ وقت بزرگ ... نمی شدیم

و همیشه بچه بودیم ...

در پناه یزدان پاک ......  شاد زیوید و تندرست

تا درودی دیگر بدرود

مارال

   حسین جان   

حسین جان

عزیزم چطور میتونم باور کنم ؟؟؟

گیج شدم ... گیج گیج .... اصلا انتظار ش رو نداشتم  تموم سلولهای بدنم دار میلرزه از ناباوری ....

فقط میتونم بگم خدایا شکرت ...

ممنونم خدایا ممنون .

مارال

   یکسال گذشت   

سال قبل چنین شبی بود که با حال خیلی بد راهی بیمارستان شدم .اون شب رو به صبح رسوندم . فردا شب که 22 آذرماه بود خبر دستگیریت رو شنیدم .اونقدر از شنیدن این خبر شوکه شده بودم که نمیدونستم باید چکار کنم . یکسال ناباورانه گذشت و من همچنان منتظر آزادیت هستم .

بیـر قوجاق گول باغلادیم ، گوز یولــدا قالـدیم ، گلمــدین

عطــریــوی گــاه دردیگـیم گـولــــــردن آلــــدیم ، گلمـــدین

سن یــوبـانــدین ، اینتظـاردان سولـدو بیـر بیـر گولـلــــریم

تئز سـولان گوللر کیمی سولـدوم ، سارالـدیم گلمــــدین

باغریما باسدیم سازی ، سن سیز دونن آخشام چـاغی

آغــلاییب بیــر آیــریلـیـق آهنـگــی چالـــدیم ، گلمــــدیــن

حسین جان به امید آزادیت و اثبات بی گناهیت.

 

مارال

   خدایا ....   

خدایا هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل گیرد ، تو او را خراب کردی ، به هر که و به هر چه دل بستم ، تو دلم را شکستی  . عشق هر کسی را به دل گرفتم ، تو قرار از من گرفتی . هر کجا خواستم  دل  مضطرب و دردمندم را  آرامش دهم  و در سایه ی امیدی و به  خاطر آرزویی  برای دلم  امنیتی  بوجود آورم ، تو یکباره همه  را بر هم زدی  و در طوفانهای وحشتزای حوادث  رهایم کردی ؛ تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خبری نداشته  باشم و هیچ آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم تو اینچنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم ...

خدایا ترا بر همه ی این نعمت ها شکر میکنم .

در پناه یزدان پاک ...... شاد زیوید و تندرست .

مارال

   برای برادرم   

امروز چهارمین سالگرد از دست دادن برادر عزیزم حسین است .

حسین جان ، عزیزم دلم خیلی خیلی خیلی برات تنگ شده . چهار سال از رفتنت میگذره و  هر روز جای خالیت رو بیشتر از روز قبل احساس میکنم .

دلم شکسته و نمیدونم با با غربت این شهر و تنهایی دلم چه کنم . کاش بودی . دلم برای خنده هات تنگ شده . جای خالیت توی خونه ات ، دیدنش دیوونم میکنه .

منو ببخش که بخاطر مشکلات زندگی و دوری راه نتونستم در چهارمین سالگردت بهت سر بزنم . منو ببخش .

دلم برات تنگ شده

دوستت دارم .

مارال

   برای دوستی که ...   

دست و دلم به کار نمیره . هر چی بیشتر میگذره افسرده تر میشم . دعا کنید برای دوستی که هم برام مثل پسرم بود و هم مثل برادر از دست  رفته ام و هم یک دوست خوب . برای آزادیش دعا کنید .

فقط همین

مارال

   آسمان فقط ....   

وقتی پر پروازم را چیده اند ، آسمان فقط یک آرزوست

پرواز برایم فقط یک خیال است ...

مارال

   و دیگر هیچ ...   

ما زیاران چشم یاری داشتیم              خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

 

همین ودیگر هیچ

مارال