عشق و دوست داشتن ۵   

عشق ؛ همواره با شك آلوده است و دوست داشتن ؛ سراپا يقين است و شك ناپذير . از عشق؛ هرچه بيشتر مينوشيم ؛ سيراب تر ميشويم و از دوست داشتن ؛ هرچه بيشتر؛  تشنه تر .

 عشق ؛ هر چه ديرتر مي پايد ؛ كهنه تر ميشود و دوست داشتن نوتر .

عشق ؛  نيروئي است در عاشق كه او را به معشوق مي كشاند و دوست داشتن ؛ جاذبه اي است در دوست ؛ كه دوست را به دوست مي برد .

عشق ؛ تملك معشوق است و دوست داشتن ؛ تشنگي محو شدن در دوست .

عشق ؛ معشوق را مجهول و گمنام ميخواهد تا در انحصار او بماند ؛ زيرا عشق جلوه اي از خودخواهي و روح تاجرانه يا جانورانة آدمي است و چون خود ؛ به بدي خود آگاه است آن را در ديگري كه مي بيند ؛ از او بيزار ميشود و كينه برميگيرد .

 اما دوست داشتن ؛ دوست را محبوب و عزيز ميخواهد و ميخواهد كه همة دلها آنچه را او از دوست در خود دارد داشته باشند . كه دوست داشتن ؛ جلوه اي از روح خدائي و فطرت اهورائي آدمي است و چون خود به قداست ماورائي خود بينا است آن را در ديگري كه مي بيند ديگري را نيز دوست ميدارد و با خود آشنا و خويشاند مي يابد .

مارال