کوهستان یا مزار شهدا ؟؟؟   

خیلی وقته که دیگه وقت نوشتن ندارم .

مهر که میشه میگیم کی مدرسه ها تموم میشن که یه نفس راحتی بکشیم ؟

مدرسه ها که تموم میشن میگی بابا قربون مهر و مدرسه ، تابستونها بیشتر گرفتاری .

تابستون امسال من کلا با کلاس شنای علی کوچولو گذشت البته شکر خدا بی نتیجه هم نبود و الان هم کلاس شنا رو ادامه میده و عضو تیم استخرشون شده .

تابستون فقط تونستم یه سفر 5-6 روزه برم شمال که البته خیلی خوش گذشت اما بعد از برگشتن تا حالا که دارم مینویسم سرما خوردم و هنوز هم خوب نشدم .

اما قصدم بعد از این مدت طولانی این نبود که بگم تابستون چکار کردم یا الان حالم چطوره ، بلکه میخواستم بگم جمعه 12 مهر بود که یعد از چند هفته بیماری تصمیم گرفتم صبح یرم کوه تا هم روحیه ام عوض شه هک از هوای تازه کوهستان استفاده کنم نفس کشیدن تو این هوا برای من که مشکل تنفسی دارم بسیار لذت بخشه اما دیدم پایه ی کوه خیلی شلوغه و مردم زیادی دارن با زحمت فراوان از کوه بالا میرن . گفتم با زحمت چون مشخص بود که کوهنورد نیستن . 15 دقیقه ای مونده بود که به پناهگاه برسیم موبایلم زنگ زد . میدونستم که علیرضا ست چون هیچ کسی اون وقت صبح جمعه با من تماس نمیگیره جز علیرضا . بعد از سلام قبل از احوالپرسی گفتم کجائی ؟ مسجد ؟ چیزی شده ؟ گفت : نه بابا مسجد کدومه بالای کوهم الان هم دارم با دوربین میبینمت . خواستم بگم راهتون رو کج کنین بریم یه طرف دیگه . . . .

 1 هفته گذشت . دوباره آماده ی رفتن شدم . هفته ی قبل 8 تا شهید گمنام آورده بودن و بالای کوه کنار پناهگاه دفن کرده بودن . اما میخوام بپرسم آیا بعد از اینهمه مدت این کار درسته که چند تا استخون بیارن که اصلا معلوم نیست ما جونای ایرانیه یا عراقی بعد دفنش کنن توی محل تفریخی ؟

اولا مگه کوه بهشت زهراست ؟

دوما کوهی که از پشتش جاده بکشی بازم برای ورزش به درد میخوره ؟

سوما مردم که تفریحی ندارن یکی مثل خود من منتظره که جمعه بشه بره کوه  تا هم یه هوائی تازه کنه و هم این که غصه هاشو فراموش کنه و جون تازه ای بگیره تا بتونه مشکلات هفته رو پشت سر بذاره حالا این دسته که هر صبح جمعه غم دلش رو بگیره و با اعصاب داغون برگرده بیاد خونه ؟

داشتیم صبحانه میخوریم که دیدیم پائین مردم جمع شدن همرا با نیروی انتظامی و میخوان مواد مخدر آتیش بزنن  . البته خوب این کار خیلی خوبیه اما تا جائی که من شنیدم و میدونم دود حاصله از مواد مخدر سفیده نه سیاه . دود سیاهی فضا رو پر کرده بود فقط آخرش که دیگه داشت تموم میشد یه نیمچه دود سفیدی هم ازش بلند شد . البته من یه عکس گرفتم اما خوب چون دوربینم حرفه ای نبود و با همین موبایلم داشتم عکس میگرفتم خیلی جالب نشده اما یه چیزائی پیداست .

 

سوزاندن مواد مخدر

عکس رو در ابعاد بزرگ ببینید .

عکسی از بالای کوه و مزار جدید شهدای گمنام

 

 اینم از این 2 هفته  تا ببینم هفته های دیگم چه جوری خواهند گذشت . . .  

در پناه یزدان پاک ....... شاد زیوی و تندرست .

مارال