گل پسرم علی   

این روزها سرم خیلی شلوغه خیلی دلم برا نوشتن تنگ شده  اما فرصت چندانی ندارم .

اینروزها بیشتر فکرم شده علی با کلاساش . مربیش میگفت اگه همینطوری پیش بره تا یکسال و نیم دیگه میتونه تو مسابقات شنای کشوری شرکت کنه و من از این بابت خیلی خوشحالم و بیشتر وقتم صرف امورات مربوط به علی شده مابقی هم که صرف انجام روزمرگی های یک زن .

راستش امروز خیلی دلهره دارم ، آخه علی فردا مسابقه داره . امیدوارم یک رتبه خوب بیاره چون اولین مسا بقه اشه و دوست ندارم ناراحتیش رو ببینم .

براش دعا کنین . ممنونم از همتون .

مارال