وبعد از رفتنت ( به یاد برادرم )

شبی از پشت تنهایی نمناک  و بارانی ، تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روئید ، با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبائی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی

نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزارن بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

/ 15 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا افشاری

سلام به این میشه گفت یک شعر نو ولی مقفی با موسیقی درونی رونمای خوبی به کلام دادید ولی موضوعیت کار تکرار مکرر و شعر مالی شده است دوست عزیز این قابلیت رو دارید که طیف های زیادی رو از مشنور کلامتون عبور بدید تا به طیفی خاصه خودتون دست پیدا کنید ناپرهیزی من رو در اولین حضور خواهید بخشید موید باشی و کماکان شاعر

شهاب

[گل][گل][گل] سلام مهربون /ممنون که اومدی و بهم سر زدی [گل][گل][گل]

یه نفر

این راهو همه میریم قشنگه اما تلخ ..... آخ که چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده...

سهراب گل هاشم

سلام تا شقایق هست ، زندگی باید کرد ... روحش شاد و یادش گرامی[گل]

amir

ترسم در اين دل هاي شب از سينه آهي پر زند برقي ز دل بيرون جهد آتش به جايي در زند ني بي نوا مي بي صفا وقت است اگر در بزم ما ساقي ميي ديگر دهد مطرب رهي ديگر زند ========================== سلام[گل] زیبا نوشتی من هم آپم

عیسا

هر کی رفت پاره ای از ما رو با خودش برد ...

پريسا اديسه

ميدوني من عاشق ِ اين شعرم ؟ زدمش روي ميز ِ كارم . تا حالا شايد يه ميليون بار خوندمش ولي سير نميشم

یه نفر

ممنون ...... درباره این نوشته هم قبلن نظر دادم [گل]

دکترروشن فومنی

سلام درودفراوان برشما مارال گرامی و ادیب سروده نیمایی بسیارزیبا و جاندارو هدفمندی بود حاکی ازتسلط کامل شمابرتمام هفت وادی عشق ادب وعرفان ازکلاسیک تا امروز----مسلما"-اگرمستولی شدن برکلاسیک خمیرمایه اندیشه والایتان نبود-سرودن به این دلنشینی هرگز میسورنمیشد برای شما ادیب بزرگوارآرزوی توفیق روزافزون دارم [گل]

مهشید

ــ تو کجايي؟ در گستره ناپاک ِ اين جهان تو کجايي؟ ــ من در پاک‌ترين مقام ِ جهان ايستاده‌ام: بر سبزه‌شور ِ اين رود ِ بزرگ که مي‌سُرايد برای تو.