دير است ....

قحطی زده ام در عشق ،

هر چه بدهی باز میتوانم که ببلعم .

شاید دروغ بگویم ، از یک قطره سیراب میشوم . چنان ناب است بیکرانگی تو که مست و خراب

میشوم . کافیست نگاهت کنم ، تا اقیانوس چشمانم در جا خشک شود . من بچه ام که نمی فهمم و

شاد وشنگول ، سبد تقدیرم را بر میدارم و زیر صحرای دامن نگاهت می ایستم و با یک نگاه ، همه

شعرها را از چشمانت می دزدم .

انگار فراموش کرده ام که کافیست نگاهم کنی تا به سیاره ای دیگر بیفتم .

اما ؛زیز چتر عشق ، چنان ایمن میشوم که میتوانم گونه هایت را همانند سیب سرخی گاز بگیرم .

هر کجا که رفتم آسمان همان رنگ همیشگی اش را داشت ، گرفته بود و ابری و روزها خاکستری رنگ

و غمگین و بیهودگی در تمامی کارهای روزمره ام موج میزد . کجا میتوان رفت که عشق معنی واقعی

اش را داشته باشد ؟ ؟ چشمان تو دریایی است که عشق در آن موج میزند و افسوس که من دیر باور

کرده ام خیلی دیر و اکنون سخت خسته ام ...

خسته از قلم و دفتر و کتاب

خسته از روزهای زندگی

خسته از " زندگی "

گلها پژمرده اند و عاطفه ها بی رنگ ، چهره ها عبوس و من ،

من آدمی شکست خورده و در خود فرو رفته ام .

زمانی میشد پرواز کرد ، زمانی میشد پرواز کرد تا آنسوی آسمان زندگی ،

تا قله سعادت ؛ولی اکنون ؟ !

دیر است ، دیگر همه درها بسته اند ....

در پناه یزدان پاک ...... شاد زیوید و تندرست و تا درودی دیگر بدرود     49.gif

/ 21 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد

سلام آبجی امیدوارم زیباتر از اینها هم بنویسی دوستدارت مهرتات به قول علی کوچولو عزیزم راستی از طرف من ببوسیش

شهنام

سلام خانومی واقعا متن زيبايی بود از كي بود؟من كه خيلي لذت بردم

شهنام

من مطلبتو بادرج نويسنده تو وبم گذاشتم راضي باش

شهاب

عزيزم مرسی خواستم بگم اسم من محمدرضا نيست

مجتبی

سلام من آپ کردم . یه تولد کوچولو واسه M-star گرفتم . زود بیا کیک تولدمون کوچیکه . تموم میشه منم شرمنده میشم . منتظرتم . شاد باشی .

امير

سلام مارال خانوم عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هايی که غرق ابهامند صدای بی صدايی که صدا دارد . من ميدانم دير نيست ديری هيچ وقت نخواهد رسيد. وسيع باش و تنها وسربه زير و سخت و تا شقايق هست زنگی ات را بکن تا وقتی که نارون سايه ی خود را رايگان به کلاغ می فروشد زندگی ات را بکن اميذواری نزديک است . بايد به ملتقای درخت و خدا رسيد. مثل اينکه صدای باد می آيد پس بايد عبور کنم پس بايد عبور کنم مارال و همنورد افق های دور شوم تو هم عبور کن و لذت ببر.

مرواريد عرفان

سلام دوست عزيز نام دلنشین وبلاگت مرا به اين مکان زيبا کشاند . اما احساس کردم غمی گنگ در بين سطور نوشته ات موج ميزند . زندگی زيباست . زندگی آتشگهی ديرينه پابرجاست . گر بيفروزيش رقص شعله اش از هر کران پيداست . ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست .............. همواره شاد و بهاری باشی حتی در اين زمستان سرد.

مجتبی

سلام آپ کردم . ................. امشب باز هم آسمان تماشاگه من بود. صاف و پر ستاره. قاصدکی آرام نگاهم را دزدید. آن را گرفتم و ... ....................... منتظرتم . پایدار و سلامت باشی .