در گذر جاده ها ...

شاید سالها بعد

در گذر جاده ها

بی تفاوت از کنار یکدیگر بگذریم  و بگوئیم :

آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود ...!!

 

/ 9 نظر / 14 بازدید
پسر آدم

چه بگويم كه دل افسردگيت از ميان برخيزد نفس گرم گوزن كوهي چه تواند كردن سردي برف شبانگاهان را كه كشيدست به دشت دامن

carla

آقاااااااااااااااااا خیلی خوب بود نتایتبلتسیا اینجاش خارجی شد.. حالا ترجمه میکنم عاجقتم آقااااااااااااا[زبان]

غریبه

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که بعد از سالها با شوق به غریبه ای که برات یه عمره خاله بوده بندازی غریبه خوشم آمد از آمدنت.

ر ا ی ع ت ب

سلام. خیلی خوشحالم که سکوتت رو شکستی ... حرف را باید گفت ... سکوت آدم را خفه می کند :)

آرمینا

سلام عکست چه قدر گویای مفهوم نوشته اته....

انسان

صــدای قلــب نـیست صدای پـــای تـــوست کـه شـب‌ها در سینـــه‌ام مــی‌دوی کـافـــی‌ست کمـی خستــه شـــوی کافـــی‌ست بــایستی ...

انسان

این منو میترسونه ! این که سالها بعد از کنارش رد بشم و فقط اونو جزئی از خاطراتم تصور کنم ! دلم نمیخواد انقدر کم رنگ بشه !

بیتا

همین امروز دوستم بدار ، شاید فردائی نباشد . . .