آينه

می بینم صورتمو تو آینه

با لبی خسته می پرسم از خودم

این غریبه کیه ؟ از من چی میخواد ؟

اون به من یا من به اون خیره شدم ؟

باورم نمیشه هر چی می بینم

چشمامو یه لحظه رو هم می ذارم

به خودم میگم که این صورتکه

می تونم از صورتم ورش دارم

میکشم دستمو روی صورتم

هر چی باید بدونم دستم میگه

منو توی آیینه نشون میده

میگه این توئی نه هیچ کس دیگه

جای پاهای تموم قصه ها

رنگ غریت تو تموم لحظه ها

مونده روی صورتت تا بدونی

حالا امروز چی ازت مونده به جا

 

آیینه میگه تو همونی که یکروز

میخواستی خورشید با دست بگیری

ولی امروز شهر شب خونه ات شده

داری بی صدا تو قلبت می میری

می شکنم آیینه رو تا دوباره

نخواد از گذشته ها حرف بزنه

آینه میشکنه هزار تیکه میشه

اما باز تو هر تیکه اش بازم عکس منه

عکس ها با دهن کجی بهم میگن

چشم امید رو ببر از آسمون

روزها با هم دیگه فرقی ندارن

بوی کهنگی میدن تمومشون

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maral

ميدونی من ترجيح ميدم در مقابل حرفای شما سکوت کنم تا بلند ترين فرياد ها را کشيده باشم . خدا رو شکر ميکنم که بالاخره به اين نتيجه رسيدی که در کنارت هستن مادر و خواهری و پدر و برادی که بتونن راهنمای خوبی برات باشن . من بر عکس خيلی از دوستان که اعتقاد دارن نظرات شما رو پاک کنم اين کار رو انجام نميدم . دوست دارم ديگران هم بيان و بخونن و شايد درس عبرتی باشه برای ديگران . من هنوز اين مسئله برام بی جواب مونده که چرا شما هنوز دست از سر من بر نميداری ؟ چه لزومی داره که شما بخوای راهنمای من باشی ؟ هستند در کنار من هم کسانی که راهنمای بسيار خوبی هستن . ازتون هم خواهش ميکنم اقلا توی اين دنيای مجازی دست از سر من برداری و منو به حال خودم بذاری . من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش .......

maral

و لازم به ياد آوری نيست که تنها چيزی که در وجود شما نبود صداقت و پاکی بود و صفای باطن که لازمه ی يک دوستيه . لطفا از اين به بعد برای اين وبلاگ کامنت نذار . شما خيلی خوبی ......... حيفه با افرادی مثل من در تماس باشی .......

الهه

سلام به مارال عزيز . شرمنده که خيلی وقت بود بهت سر نزده بودم . ان شاالله جبران می کنم . مطلبت قشنگ بود ولی من فکر می کنم اگه خوب زندگی کنيم همه روزای خدا با هم فرق می کنن . اميدوارم هميشه شاد و راضی باشی.

ejazeh

فکر کنم داريوش خوندتش . منم اپ کردم سر بزنی خوشحال ميشم

من

سلام مارال خانوم ... اگه دير سر ميزنم به حساب بی وفايی نذار ؛ زمونه بد زمونه اييه . راستی ؛ به حرفهای بعضی ها هم که ميان نصيحتت می کنن گوش کن ؛ واسه خنده خوبه .. غذا رو زودتر هضم می کنه.....

من

دلم بد جور گرفته ................................ هر که عاشق شد ٫ منت از صد يار می بايد کشيد ...... بهر يک گل ٫ منت از صد خار می بايد کشيد ....... من به مرگم راضيم اما نمی آيد اجل........بخت بد بين از اجل هم ناز می بايد کشيد..................

مرتضی

سلام خوبی بهت تبريک ميگم وبلاگ قشنگی داری اميد وارم که در هر کجا هستی موفق و پيروز باشی اميد وارم که هيچ غمی تو چشمات مهمونی نگيره و آرزو ميکنم که هيچ اشکی جای نگاهه منو تو چشمات نگيره بهم سر بزن خوش حال ميشم فعلاً

ر ا ی ع ت ب

سلام عزيز مهربان....«معاشقان» گره از زلف «يار» باز کنيد، شبی خوش است بدين قصه اش دراز کنيد.../// يا حق.

مارال

بردیای عزیز من متوجه نشدم که کدوم شعر رو میگی عزیز ... اگه میشه برام بفرستش .

بيتا

تا که بوديم کسي کشت ما را غم بي همنفسي تا که رفتيم همه يار شدند خفته ايم و همه بيدار شدند .قدر آيينه بدانيم چو هست نه در آن لحظه که افتاد و شکست.سلام مارال امیدوارم که حال خودت و خانواده خوب باشه.. بابا از منشی شرکت هم يادی کن ...وبلاگ خوبی داری.موفق باشی...