چه بايد کرد ....؟؟؟؟

سلام به دوستاي گلم

باز هم تشكر ميكنم از همه ي اون دوستاي خوب و مهربوني كه تو اين چند وقت تنهام نذاشتن . يا با حضورشون در كنارم ( پسر خوبم حسين) يا با تلفنهائي كه ميزدن ( دوست گلم شهلا و بعضي از دوستان ) يا با كامنت هائي كه ميذاشتن و خوندنشون منو آروم ميكرد ( دوست و همراه هميشگي خوبم بت عيار) و خيلي از بچه هائي كه گذري اومدن و رفتن و كامنت گذاشتن . به هر حال

 دوست آن باشد كه گيرد دست دوست                   در پريشان حالي و درماندگي

و اما امشب اومدم كه از شهري كه 16 ساله ساكنش هستم براتون بگم . ميبينم كه همه جا هوا رو به گرمي ميره و به قولي بوي عيد ميده . اما تو شهر ما از اين خبر ها نيست . يه دوستي دارم خرمشهريه . خيلي خانم خوبيه . طفلكي چند وقت پيش آقاي همسرش ميخوره زمين و دو تا از مهره هاي كمرش آسيب ميبينه و يكي از دنده هاش هم ميشكنه . ديشب دعوتشون كردم كه بيان خونمون ، اما فهميدم كه بخت باهاش يار نبوده و توي برفي كه هفته ي پيش اومده بازم خورده زمين . بخاطر اينكه زير برف ، يخ بوده بخاطر برف هاي قبلي .

والا تو اين شهر انگار نه شهرداري وجود داره و نه ......

شهر بي حساب و كتابیه . تو كوچه ي خود ما و كو چه هاي اطراف يخ هائي هست به ارتفاع 30 سانتي متر . بعضي وقتا ، موقعي كه با ماشين ميخواهيم از اين كوچه ها رد بشيم فكر ميكنم كه همين الانه كه سينه ي ماشين گير كنه . يه غريبه بياد تو اين شهر فكر ميكنه اومده توي يه روستا ئي كه كوچه هاش آسفالت كه نداره هيچ ، پر از پستي و بلندي هاي روستائيه . حالا ببينيد اين بچه هاي ما چقدر هنرمندانه راه ميرن كه تا حالا سالم موندن !!!!

نميدونم آدم بايد كجا بره و دردش رو به كي بگه . آخه شهرداري محترم كه اينهمه از مردم به عناوين مختلف پول ميگيره و كلي هم بودجه بهش اختصاص ميدن ، هيچ وظيفه اي نداره ؟؟؟ بعضي وقتا يكي از ماشين هاي بزرگ مياد و برف بعضي كوچه ها رو پاك ميكنه . وقتي ميگي آقا لطفا برف اين كوچه رو هم بروبيد ، ميگه اول پول بده ...!!!!

همه چي شده پولي . نميدونم مگه شهرداري به اينها پول نميده ؟؟؟ مگه نظارتي به كار اينا نداره ؟؟؟ شما بگيد بايد با اين يخ هاي 25-30 سانتي چكار بايد كرد ؟؟؟

در پناه يزدان پاك .....شاد زيويد و تندرست .....تا درودي ديگر بدرود

 

/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همکاران همايش

بسم الله الرحمن الرحیم دومین همایش صهیونیسم مسیحی بااشاره به دور جدید تخریب مسجدالاقصی درتاریخ ۱۷/۱۲/۸۵ ازساعت ۱۶درشهرستان کرج برگزار میگردد. سخنرانان: استاد گرامی آقای طاهر موذن عضو دفتر برسیهای استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام وجناب آقای رحمانی نویسنده وپژوهشگر مکان : شهرستان کرج جهانشهر بلوار ماهان روبروی فرمانداری سالن آمفی تئاتر مجتمع میلاد

موریانه کتاب

سلام بلاگ شما به روز نشده بود ولی حضورتان را در روزهای اخير در کنار واژه های خود احساس کردم . سرافرازی را برايتان آرزومندم . در ابتدا زندگی برایم سراسر مبارزه بود ، مبارزه برای رسیدن به آرزوهایم . بعد از آن مبارزه در استقامت بود تا بر اعتقاداتم پافشاری کنم و حالا که بعضی از آنها از میان رفته اند . زندگی تلاش در انعطاف شده

بیدار

سلام و درود با تشکر از همراهی شما دوست عزیز و دنبال کردن داستان های این وبلاگ به اطلاع شما می رساند که داستان جدیدی نوشته شده بر روی این وبلاگ را تقدیم شما دوستان مهربانم میکنم موفق و موید باشید بیدار

آدمها رشد می کنند شما يا اينکه جايی زندگی می کرديد قبلا که لياقتش را نداشتی رفتيد اونجا يا اينکه روستای کوچک تر زندگی می کرديد که به اون روستای بزرگتر آمده ايد پس اگر ناراضی هستيد مهاجرت کنيد

الهام صادقین(الهامٍ علی)

غم مرگ برادر را برادر مرده می داند سلام عزيزم تسليت و صبر دو واژه ست ولی آرزو کردن اونا برای تو ِ واسه من که بهشون دست پيدا کردم ـ نميگم بطور کامل ـ خيلی عميقتره. وبلاگتو خوندمو اشک ريختم بخاطر لحظهء هولناک شنیدن بدترین خبر زندگیت و مصيبتی که سرت اومده بود و یادآوری تمام لحظه های وحشتناک و تنهایی که خودم پشت سر گذاشتم. وبلاگمو برای برادرم ساختم و توش از او نوشتم ـ خيلی سخت بود ـ حالام ..... حالا حالا ها توسردرگمیی.آروم باش همدرد من...

ر ا ي ع ت ب

بر سر آن که گر ز دست برآيد/ دست به کاری زنم که غصه سرآيد ...

همان

(بدينوسيله اصلاح می شود: بر سر آنم ...)

جزيره

سلام آرزو ميکنم کاش هرگز نميومدم وبلاگتون چون خيلی غمگينه ولی از اين به بعد هميشه هم ميام چون فوق العاده قشنگ مینویسین خیلی قشنگ