کوتاه ، مثل آه !

در زیر این بلند ،

ما شرقیان هماره سرودی سروده ایم

با تیغی بر گلوگاه

در نوبت پگاه .

 

- " بر سبزه های خاک

پروانه ایم ما

با طول عمر خویش

کوتاه ، مثل آه !"

 

/ 20 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پگاه

shokhi karadam dige behtare beram zeyadi neshtam alane bageye sedashon dar beyad felan babye

شهاب

سلام مارال جان/خيلی زيبا بود/من که از خوندن اين شعر خيلی حال کردم/موفق باشی

ويدا

سلام مرسی که هنوز فراموشم نکردی و بهم سر ميزنی متنات خيلی عالين راستی هر کاری کردم وبلاگ فريدون فروغی باز نشد

چشم غمگين

آه کوتاست ولی....! حرفای زيادی توش نهفته هست! من برگشتما !!!!! حديث.!

محمد

سلام مارال مرسی از اين که به الدورادو سر زدی بسيار تمپلیت قشنگی انتخاب کردی لینک های عالی و البته مطلب زیبا

آشنايی که غريب شد

سلام مارال عزیز من تو که از خواهر به من نزدیکتر بودی تو که در غصه‌هایم شریک تنهائی و سنگ صبور من بودی بشنو حرف تنهايم بشنو که خود کرده را تدبير نيست بشنو که چون درد کشيده می بايست طبيب باشد ولی طبيب نبود بشنو که سختيهای من نيز مثل تو بود ولی يک لحظه به فراموشی سپرد که اين نه از قصد بلکه از روی دل تنهايی بود تا شقايق هست زندگی بايد کرد تا درودی ديگر بدرود

امیر حقی

سلام وبلاگ خوبی داری از اینکه به وبلاگم سر زدی ممنون گلم من منبعد نمی تونم بیام چون قرار ایرانگردی کنم من می خواهم برای همیشه از ایران برم خدا را چه دیدی شاید شهر شما هم اومدم قربونت امیر ۰۹۱۴۳۵۳۷۸۶۰ منتظرتم خوشحال می شم با هم اشنا شویم

امیر حقی

از اينکه عنوان وبلاگت حرفهای تنهاييست خيلی ناراحتم نمی دونم چرا ولی دلم گرفت موفق باشی قربونت امير

شــــهلا

درود بر تو مارال جونم با زحمتهای من؟ امیدوارم در کنار خانواده ات تندرست و پیروز زیوید خوشحالم برای پشت ماشین نشستنت به همه درود من رو بگو و مراقب خودت باش تا درودی دگر بدرود.

نگار

شايد توانست بار ديرعاشق شد و با صدای پرنده ها اواز خواند...شايدتوانست بار ديگر بوی گريه دو ابر عاشق را حس كرد..شايد توانست قدم بر بال پروانه گذاشت و هفت رنگ رنگين كمان را ديد ..ميگن گاهي خيلي زود دير ميشود..پس بيا تا باري ديگر از اين دير تر نشده باز هم عاشق شويم...اپم خوشحال ميشم بيای