ترک شيرازی

سلام و اما بعد :

ميگم لابد همتون اين بيت معروف رو از شيخ اجل حافظ شيرازی شنيديد که ميگه 03.gif

 اگر آن ترک شيرازی بدست آرد دل ما را        

 به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

اما ميدونم که خيلی از شماها شعر صائب تبريزی رو در جواب اين بيت حافظ نشنيديد  04.gif که ميگه

اگر آن ترک شيرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چيز می بخشد ز مال خويش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

و ميدونم که به احتمال خيلی خيلی قويتر از قبل 04.gif جواب استاد شهريار  به صائب تيريزی رو هيچکدومتون نشنيديد

استاد شهريار ميگه

اگر آن ترک شيرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندويش بخشم تمام روح و اجزا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شيرازی که برده جمله جانها را  !!!!  35.gif05.gif04.gif13.gif

 

حالا به نظر شما کی راست ميگه و اين ميون حق با کيه ؟؟؟؟؟33.gif

 

 

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهلا

درود بر تو دوست نیکم؛ من فکر کنم بار پیش برای تو پیام نوشتم ولی نمیدونم چرا حالا اینجا نیست..... ولی من با استاد سخن استاد شهريار موافقم که ميگویند... اگر آن ترک شيرازی بدست آرد دل ما را/ به خال هندويش بخشم تمام روح و اجزا را/ سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند/ نه بر آن ترک شيرازی که برده جمله جانها را/ سپاس که به من سر زدی.....تا درودی دگر بدرود.

بت عيار

سلام عزيز مهربان. ... به جز طوفان کسی در شهر غربت، نشان منزل ما را ندانست.......//// يا حق.

دستم را می‏گیری

دستم را می‏گیری و مرا در بالای پرتگاهی که راه برگشتش سخت است رها می‏کني خودت بهتر از همه می دونی من کيستم

دستم را می‏گیری

مريم حيدر زاده: به هر حال کسی که مسير عشق رو انتخاب می کنه بايد بدونه که نه راه برگشتی براش وجود داره و نه بايد برگرده پشت سرش رو نگاه کنه. چون اون ديگه به نظر من اسمش معامله است. وقتی اسم خودمون رو يک عاشق واقعی ميگذاريم خيلی مسئوليت سنگينی داريم. مسئولتی در حد و اندازه های مجنون که فکر کنم کمتر کسی بتونه از عهده اش بر بياد.

دستم را می‏گیری

به نام آنکه شب را آفرید و ماه را هر آشنایی تازه اندوهی تازه ست... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سر آغاز دردناک یک خداحافظی ست. * * * به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می دارد، یک مرد هرچه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد، آنچه فدا کردنی ست فدا می کند، آنچه شکستنی ست می شکند، آنچه تحمل سوز است تحمل می کند، اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود. * * * هلیا! احساس رقابت، احساس حقارت است. بگذار که هزار تیر انداز به روی یک پرنده تیر بیندازند. من از آنکه دو انگشت بر او باشد، انگشت بر می دارم. رقیب، یک آزمایشگر حقیر است.

دستم را می‏گیری

سلام . داشتم به اين فکر می کردم آبرويی رو که آدم به صد خون دل خوردن جمع می کنه چقدر راحت می شه بر زمين ريخت . اينترنت برای من تبديل به محيط خطرناکی شده که زندگيمو به بازی گرفت .

شهلا

درود بر بنده خدا؛ الههء مهر یک ساله شد..... سر بزنی خوشحالم میکنی.... آدرس جدیدم را نیز نوشته ام.....بدرود.

دوست

سلام من دير امدم ولی ميگم از هر کی پنهونه از شما که پنهون نيست که ما ارادت خاصی به اون ترکه داريم ديگه تعارفات شيخ بهايی و شهريارو ... بماند . ولی به پيامهات دقت کردم ميخوام دستمو ميگيری بدونه که چکار داره ميکنه.

poya

قرار نيست که حق با کسی باشه به نظر من و بعضی کارشناسان هر کسی از ديدگاه خود بخشش می‌کند ولی اگر آن ترک ماکوی بود تمامه روحو جانو ثروتمرو هديه ميکردم