دومین سالگرد برادرم

در کوچه باد می آید

این ابتدای ویرانیست

آن شب که دستهای تو ویران شدند باد می آمد

من سردم است

من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد

.

.

.

انگار مادرم گریسته بود آن شب

چه روشنائی بیهوده ای در این دریچه مسدود سر کشید

چرا نگاه نکردم ؟

تمام لحظه های سعادت می دانستند

که دست های تو ویران خواهد شد

و من نگاه نکردم

تا آن زمان که پنجره ساعت

گشوده شد و آن قناری غمگین 9 بار نواخت

.

.

به مادرم گفتم : " دیگر تمام شد "

گفتم : " همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد "

 

دومین سالگرد برادر عزیزم رو در تنهائی و غربت و به دور از خانواده اشک می ریزم . هیچی  نمیتونم بگم هیچی

 


/ 10 نظر / 41 بازدید
شهلا

درود بر تو مارال جونم درود بر فَــرَ وَشی ایشان باد [گل] کاشکی الان اونجا پیشت بودم [گل][گل][ماچ][قلب]

lمریم( حرف تنهایی من )

سلام و ممنون بانوی گرامی که خلوتکده ام را با قدم ناز سبزت عطر اگین کردی.... گل بانوی مهربان روح مهربان برادرت شادمان.... . . . وبلاگ زیبا و نوشته هایی زیباتری دارید موفق باشی

مجتبی

سلام دیر کردم !! شرمنده این ترم یه کم سنگینه زیاد نمیتونم بیام نت .! تسلیت .[ناراحت] نخ بادبادک نگاهت را پایین بیاور به من نگاه کن ...[گل] ............................................ خورشيد آرزوي ديدن ماه و ستاره ها را به گور مي برد .

الهام صادقین

درود به مارال عزیز شعر قشنگی نوشتی, عزیزم ......زندگی جریان داره بدون توجه به اشکها و التماسای ما برای اینکه یکمی آرومتر یره که بهش برسیم.ما مثل آدمی هستیم که کنار جاده شلوغی وایستاده و به آرومی میگه : مستقیم !!!!...... مرسی از حضور زیبات در وبلاگ خاطرات من

سیروس

درود بر بانو مارال روح ایشان شاد باد شما پاینده باشید بدرود[گل][خداحافظ]

مسترخالیبند

سلام مارال بانو خوبین خوشین سلامتین چه خبرا دلمون براتون شده اینقد تسلیت میگم سالگرد برادرتون رو مممممممم راستی اومده بودین وبلاگ حقیر سر زده بودین و نظر داده بودین لطف کردی واقعا شرمنده کردی دمت گرم باز دمت جوش اپ کردین خبر بده راستی آپ کردم اگه خیلی بیکار شدی یه سر بزن

مسترخالیبند

سلام maryam خوبی خوشی سلامتی چه خبر؟ آره بازم من مگه چیه ممممممممممم راستش اول از همه باس بگم که اومده بیدی دیده بیدی نظریده بیدی شرمنده کرده بیدی مارو دمت گرم بازدمت جیز آپ کردی خبرمون کن راستی با ایزتون آپ کردم اگه یه وقت خدایی نکرده از فرط بیکاری نمیدونستی چیکار کنی یه سر به ما بزن خوشحال میشم به امید دیدار

چیکا

مرا به یاد آور وقتی که رفته ام و رهسپار سرزمین سکوت شده ام دیگر برای حرف یا نیایشی دیر است!

کریم لقمانی

سلام . بااجازه اومدم رووبلاگ شما .بسیار زیبا وبا احساس است . بخصوص دردمشترکی که گریبان هردو ی مارا می فشارد من بااجازه شما وبلاگوتون لینک میکنم روی http://sarv-kl.blogfa.com/ http://sarv-kl.blogfa.com/ [گل][گل]

مريم

سلام مارال خانم منم تسليت ميكم تازه خوندم به ياد خودم افتادم منم داداش 17 سالمو يكسال و هشت ماهه از دست دادم و تا ابد توي قلبم براش عزاداري ميكنم با تمام وجود احساستون رو درك ميكنم ان شااله روحشون شاد باشه.مريم