شنا کردن ممنوع !!!!

اینروزها از همه جا یا خبر ناخوشایند میشنوم و یا اتفاقات بدی برام میافته .

دوشنبه بود روز سوم ماه مبارک رمضان که برای بردن دختر برادرم به تهران سوار اتوبوس شدیم و راهی تهران .ساعت حدود 4 رسیدیم خونه ی مادرم . دختر برادرم با برادرش که خونه ی مادرم بود رفتن خونه ی خودشون و من هم حدود ساعت 6 برای گفتن تسلیت به خانم برادر مرحومم بخاطر فوت مادرش رفتم خونشون . نزدیک اذان بود که پاشدم خداحافظی کردم و .... چند ساعت بعد وقتی به حال خودم برگشتم متوجه شدم یه ماشین درست جلوی مجتمعشون دنده عقب اومده و زده به من و بعد هم اورژانس و بیمارستان و پلیس 110 و ....

واقعا نمیدونم چه اتفاقی افتاده و متاسفانه هنوز چیزی یادم نمیاد اینکه چه کسی بهم زده ، چه جوری زده و یا حتی کی بوده ....

به هر تقدیر روزها گذشته و من کماکان درد در کمر ، گردن ، پشت سرم و دنده هام دارم . دیروز صبح رفتم بیرون برای پیاده روی ( آخه راستش عصر روز قبلش جمعه یک دوست خوب رو ملاقات کرده بودم و روحیه گرفته بودم ) سوار ماشین شدم و رفتم میدان کوهنورد اما در کمال تعجب دیدم از میدان کوهنورد فقط یک مجسمه با پایه اش باق مونده و بطور کل همه چی بوی عوض شدن به خودش گرفته . در بدو ورود هم که یک تابلوی بسار بزرگ که روش نوشته شده منطقه گردشگری و تفریحی گردو !!!!!

باز هم  بنی بشر و تمدنش ... که هر چقدر میخوای ازش فرار کنی نمیشه .... قربونش برم این فرزندان آدم (ع) همه جا هستن

20 دقیقه  که راه  رفتم و یه چیز جالب دیدم . داشتن یه چیزی شبیه سد خاکی میزدن جالبش تابلویی بود که بالای این به اصطلاح سد زده بودن که عکسشو اینجا براتون میذارم که ببینید .

 

 

بدون شرح ...!!!

 

 

 

بدون شرح ...!!!

 

 

 

و به اصطلاح همون خر نخریده و آخور بسته ...!!!!

گل پسر مامانش هم تو مسابقات استانی نفر سوم 50 متر قورباغه شد که اینجا از تمام مربیانی که براش زحمت کشیدن تشکر میکنم .

و اما اینکه امروز اومدن برای نوشتن به خاطر این بود که خبر ناخوشایندی شنیدم و هنوز نمیدونم این خبر تا چه حد صحت داره اما چون نوشتن به نوعی آرومم میکنه اومدم بنویسم تا آروم شم کمی .

در پناه یزدان پاک ..... شاد زیوید و تندرست

 

 

 

/ 41 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آوای سکوت

سلام..خدا بد نده..!حالا چطوری؟ا ی بابا چقد از این اتفاقای ناهنجار برات میافته!!؟؟خوش باشی.بهم س بزن.

سنگسار

متن زیبایی بود اما در جامعه ما خیلی رفتارهای دیگر هم ممنوع است همنورد گرامی خوشحال میشم به من هم سری بزنید

کوچکترین کوهنورد دنیا

سلام خوبین؟ بلا به دور... من یهبار دور میدون شریعتی این طوری شدم ولی جون سالم به در بردم. به هر حال امیدوارم زودتر خوب بشین. گزارش یخار رو بالاخره نوشتم و با عکس های زیاد گذاشتم ...

سيد

سلام مارال گرامي خوشحالم كه بعد از مدتها تونستم يه سري بزنم اينجاها هرچند حضورمان خاصيتي نداشته باشد اما به رسم ادب بپذيريد با عذر خواهی از این همه نیامدن که دست خودم هم نبود

s@rv

سلام .مدتی نتونستم وبلاگتون ببینم .خوشحالم که امشب باز موفق شدم

سید

سلام مارال گرامی خدا بد نده خب خوشجالیم که بخیر گذشته و سر حال گشته اید همی

سارا

[چشمک]خیلی قشنگ بود واقعا واقعا............................